حكيم ابوالقاسم فردوسى
628
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
برو تا مگر تاج و گاه مهى * ببينى دلت گردد از غم تهى چو بشنيد گشتاسپ با او برفت * بايوان قيصر خراميد تفت به پيغولهيى شد فرود از مهان * پر از درد بنشست خسته نهان برفتند بيدار دل بندگان * كتايون و گل رخ پرستندگان همى گشت بر گرد ايوان خويش * پسش بخردان و پرستار پيش چو از دور گشتاسپ را ديد گفت * كه آن خواب سر بركشيد از نهفت بدان مايهور نامدار افسرش * هم آنگه بياراست خرّم سرش چو دستور آموزگار آن بديد * هم اندر زمان پيش قيصر دويد كه مردى گزين كرد از انجمن * به بالاى سرو سهى در چمن برخ چون گلستان و با يال و كفت * كه هر كش ببيند بماند شگفت بَد آنست كو را ندانيم كيست * تو گويى همه فرّه ايزديست چنين داد پاسخ كه دختر مباد * كه از پرده عيب آورد بر نژاد اگر من سپارم به دو دخترم * بننگ اندرون پست گردد سرم هم او را و آن را كه او برگزيد * بكاخ اندرون سر ببايد بريد سقف گفت كاين نيست كارى گران * كه پيش از تو بودند چندى سران تو با دخترت گفتى انباز جوى * نگفتى كه رومى سرافراز جوى كنون جست آن را كه آمدش خوش * تو از راه يزدان سرت را مكش چنين بود رسم نياكان تو * سر افراز و دين دار و پاكان تو بآيين اين شد پى افگنده روم * تو راهى مگير اندر آباد بوم همايون نباشد چنين خود مگوى * براهى كه هرگز نرفتى مپوى [ دادن قيصر كتايون را به گشتاسب ] چو بشنيد قيصر بران بر نهاد * كه دخت گرامى بگشتاسپ داد به دو گفت با او برو همچنين * نيابى ز من گنج و تاج و نگين چو گشتاسپ آن ديد خيره بماند * جهان آفرين را فراوان بخواند چنين گفت با دختر سرفراز * كه اى پروريده بنام و بناز ز چندين سر و افسر نامدار * چرا كرد رايت مرا خواستار غريبى همى برگزينى كه گنج * نيابى و با او بمانى برنج ازين سر فرازان همال بجوى * كه باشد بنزد پدرت آبروى كتايون به دو گفت كاى بد گمان * مشو تيز با گردش آسمان چو من با تو خرسند باشم ببخت * تو افسر چرا جويى و تاج و تخت برفتند ز ايوان قيصر به درد * كتايون و گشتاسپ با باد سرد چنين گفت با شوى و زن كدخداى * كه خرسند باشيد و فرخنده راى سرايى بپردخت مهتر بده * خورشها و گستردنى هرچ به چو آن ديد گشتاسپ كرد آفرين * بران نامور مهتر پاك دين كتايون بىاندازه پيرايه داشت * ز ياقوت و هر گوهرى مايه داشت يكى گوهرى از ميان برگزيد * كه چشم خردمند زان سان نديد ببردند نزديك گوهر شناس * پذيرفت ز اندازه بيرون سپاس